أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
مقدمه 27
آثار الباقيه ( فارسى )
براى او مسلم بوده اين است كه هيچگاه كورش به شاهى نرسيد و او كه فرماندارى از ناحيه كيان بود از طرف لهراسب در مقام خود تثبيت گرديد ! و بيرونى در آثار الباقيه كورش را از پادشاهان كلده بشمار مىآورد كه در سال سوم پادشاهى او بناى بيت المقدس تجديد شد ولى اين مرد كه همواره در جستجو بوده پس از آنكه در آثار الباقيه نوشتههاى جرير - طبرى را بازگو مىكند در قانون مسعودى يك جدول كامل از پادشاهان هخامنشى ذكر مىكند و پيش از او در زيج صابى نيز به چنين جدول برمىخوريم اما قسمتهاى زيادى در جدول فراهم آورده بيرونى است كه در كار بتانى نيست . همچنين طبرى و دينورى و حمزه اصفهانى به تقليد از زردشتيان مدت پادشاهى اشكانيان را دويست و شصت و شش سال دانستهاند در حالىكه اهل كتاب بنابر قول طبرى پانصد و بيست و سه سال مىدانستند و بيرونى از كتاب شاپورگان مانى كه مانى براى شاپور نگاشته و خواندن زايجه مانى توانست تاريخ دقيق جلوس اردشير را به دست آورد چون تاريخ اسكندر هم روشن بود مدت سلطنت اشگانيان نيز به دست آمد كه پانصد و سى و هفت سال است . ( از تواريخ معلوم است كه طول اين مدت يعنى از فوت اسكندر تا پديد آمدن اردشير بابكان پانصد و چهل و هشت سال است ) . نقل از ايران باستان دوره سلطنت سلوكيدها كه هشتاد سال است در اين اقوال جزء دوره اشكانى محسوب شده است و بايد براى علت اختلاف جزئى اين آراء در مقياسهاى تاريخى بيشتر دقت كرد . بيرونى در كتاب تحديد نهايات الاماكن مىگويد كه داريوش خواست درياى احمر را به مديترانه متصل كند و ترعهاى ايجاد كرد . عجيبتر آن است كه در سنگى كه به حجر الرشيد معروف است و امروز در فرانسه نگاهدارى مىشود به چند زبان اين موضوع نگاشته شده كه شامپوللنيون افسر فرانسوى با تطبيق اين خطوط توانست خط هيروگليفى را بخواند و علم مصرشناسى آغاز شود و چون جغرافىدانان آن عصر از دماغه كاپ بىاطلاع بودند بيرونى در كتاب نامبرده مىگويد ناچار بايد از جنوب افريقا راهى به اقيانوس هند باشد زيرا كشتى شكستههاى هندى در مديترانه پيدا شده . اطلاعاتى كه ايرانيان از مانى داشتند بسيار دور از حقيقت بود و تنها او را به نام مانى نقاش مىخواندند كه در زمان شاپور ساسانى از چين به ايران آمده و فردوسى روى مداركى كه در دست داشته درباره شاپور چنين گويد : بيامد يكى مرد گويا ز چين * كه چون او مصور نبيند زمين بدان چربدستى رسيده بكام * يكى پرمنش مردمانى بنام بصورتگرى گفت پيغمبرم * ز دين آوران جهان برترم